<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشهای ژئومورفولوژی کمّی</title>
    <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/</link>
    <description>پژوهشهای ژئومورفولوژی کمّی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل مورفولوژی، مورفوتکتونیک و مورفومتری گنبدهای نمکی کلوت در شمال‌شرق اردکان (ایران مرکزی)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_246293.html</link>
      <description>گنبدهای نمکی کلوت در شمال‌شرق و جنوب‌شرق اردکان از شاخص‌ترین نمودهای دیاپیریسم نمکی در پهنه ایران‌مرکزی‌اند که در تعامل با تکتونیک فعال و فرایندهای انحلالی، چشم‌اندازهای پیچیده‌ای ایجاد کرده‌اند. در این پژوهش، با تلفیق داده‌های میدانی، تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل‌های GIS، مورفولوژی، مورفومتری و مورفوتکتونیک 19 گنبد منتخب (14 گنبد در شمال‌شرق و 5 گنبد در جنوب‌شرق) بررسی شد. نتایج ژئومورفولوژی سطحی، فراوانی بالای عوارض کارست نمکی شامل کارن‌های خطی، فروچاله‌های متعدد، پلیگون‌های نمکی، اشکال گل‌کلمی و پرتگاه‌های ناپایدار را نشان داد که عمدتاً تحت کنترل انحلال افتراقی و شکستگی‌های ساختاری شکل گرفته‌اند. شاخص‌های مورفوتکتونیکی رودخانه‌هاSL،Smr و VF بیانگر فعالیت تکتونیکی متوسط تا نسبتاً بالا در منطقه بوده که اثرات آن بر الگوی آبراهه‌ها و تحمیل رودخانه‌ بر برخی گنبدها قابل مشاهده است. تحلیل‌های مورفومتری نشان داد در شمال‌شرق، کشیدگی و بی‌قاعدگی هندسی بیشتر تحت کنترل گسل‌های امتدادلغز بوده، درحالی‌که گنبدهای جنوب‌شرق گردشدگی و کشیدگی بالاتری دارند. مجموعه نتایج، نقش تعیین‌کننده تکتونیک فعال و انحلال سطحی را در کنترل هندسه، تکامل و پیامدهای محیطی گنبدهای نمکی کلوت تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه بندی خطر گسترش سیلاب با استفاده از مدل‌سازی هیدرولیکی (HEC-RAS ) مطالعه موردی: رودخانه کنگیر، استان ایلام</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_246687.html</link>
      <description>سیلاب به‌عنوان یکی از مخرب‌ترین مخاطرات هیدرولوژیکی به شمار می آید. هدف این پژوهش ارزیابی الگوی جریان، عمق آبگرفتگی و گستره پهنه سیلابی در سیلاب هایی با دوره بازگشت مختلف در رودخانه کنگیر با استفاده از مدل‌سازی HEC-RAS است. در ابتدا نقشه توپوگرافی بستر، داده های هندسی کانال و حداکثر دبی پیک لحظه ایی در ایستگاه هیدرومتری سیاهگل جمع‌آوری و آماده‌سازی شد و سناریوهای سیلابی با دوره بازگشت 2، 5، 10، 25، 50 و 100 ساله به‌عنوان ورودی مدل تعریف گردید. بر اساس داده های مدل سازی، پهنه سیلاب در دبی با دوره بازگشت 100 (64/1 کیلومتر مربع) دو برابر پهنه آبگرفتگی در دوره بازگشت 2 ساله ( 79/0 کیلومتر مربع) بوده است. روند افزایش پهنه سیلاب و عمق جریان در دبی با دوره بازگشت از ۲۵ به ۵۰ و ۱۰۰ در مقاطع مختلف یکسان نبوده و تابع توپوگرافی کرانه و حاشیه رودخانه بوده است. مقادیر مساحت پهنه سیلاب در دوره بازگشت های 50 و 100 ساله در بازه هایی که کرانه رودخانه دارای شیب زیاد و مرتفع بوده قابل ملاحظه نبوده و تغییرات بیشتر در عمق و سرعت رودخانه رخ داده است. در ضمن به دلیل افزایش شیب زمین و محدود شدن دشت سیلابی توسط پادگانه های مرتفع، میزان افزایش سطح آبگرفتگی ناشی از سیلاب در دبی ۱۰۰ ساله، خیلی افزایش نداشته است. نتایج نشان داد که با افزایش دبی در دوره بازگشت های مختلف، عمق، سرعت جریان و وسعت گسترش پهنه سیلاب افزایش داشته اما مقادیر آن در بازه های مختلف یکسان نبوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه ژئوموفولوژیک پلایای طاهرآباد و پلایای بجستان و ارتباط آن با پتانسیل های معدنی با نگرش ویژه بر عنصر لیتیوم</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_246292.html</link>
      <description>لیتیم به‌عنوان عنصری راهبردی در فناوری‌های نوین، اهمیت فزاینده‌ای در مطالعات اکتشافی پیدا کرده است. این پژوهش با هدف پهنه‌بندی پتانسیل لیتیم و تحلیل نقش عوامل ژئومورفولوژیکی&amp;amp;ndash;ژئوشیمیایی، دو پلایای بجستان و طاهرآباد در ایران مرکزی را بررسی می‌کند. بدین منظور، مجموعه‌ای از عوامل ژئومورفولوژیکی شامل ارتفاع، شیب، انحنا، تجمع جریان و زبری توپوگرافی، به‌همراه شاخص‌های سنجش‌ازدور و داده‌های ژئوشیمیایی لیتیم تا عمق ۳ متر به‌کار گرفته شد. مدل‌سازی پتانسیل لیتیم با استفاده از سه الگوریتم یادگیری ماشین FDA، GLM و GBM انجام گرفت و عملکرد آن‌ها با شاخص‌های آماری مختلف ارزیابی شد. نتایج نشان داد مدل FDA با مقادیر 845/0‌AUC=، 630/0 Kappa= و 815/0 ACC= بهترین عملکرد را دارد و به‌طور معناداری از GLM (AUC=0.796) و GBM (AUC=0.754) برتر است. این برتری نشان‌دهنده توان بالای FDA در مدل‌سازی روابط غیرخطی پیچیده میان لیتیم و متغیرهای ژئومورفولوژیکی&amp;amp;ndash;هیدرولوژیکی است. تحلیل ژئومورفولوژیکی حاکی از آن است که پلایای بجستان یک سیستم انتقال‌محور و پرانرژی با اختلاف ارتفاعی تا ۱۱۰۰ متر است که هوازدگی، آزادسازی و انتقال لیتیم از سنگ‌های منبع را کنترل می‌کند. در مقابل، پلایای طاهرآباد با اختلاف ارتفاع کمتر (۰&amp;amp;ndash;۶۰۰ متر) و انرژی ژئومورفیک پایین، یک سیستم تجمع‌محور است که افزایش زمان ماند آب، تبخیر تدریجی و رسوب‌گذاری ریزدانه‌ها، تمرکز پایدارتر لیتیم تا ۶۸ ppm را سبب می‌شود. همبستگی مثبت لیتیم با عناصر رسی و همبستگی منفی آن با عناصر کربناته، کنترل رسوبی&amp;amp;ndash;ژئوشیمیایی بر غنی‌شدگی نهایی را تأیید می‌کند. در مجموع، تفاوت عملکرد دو پلایا ضرورت راهبردهای اکتشافی منطقه‌محور را نشان می‌دهد و مدل FDA به‌عنوان ابزاری کارآمد برای پهنه‌بندی پتانسیل لیتیم معرفی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تغییرات کاربری اراضی بر پتانسیل وقوع خطر زمین‌لغزش در سطح شهرستان مشکین‌شهر</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_220482.html</link>
      <description>زمین‌لغزش‌ها از مخرب‌ترین فرآیندهای دامنه‌ای هستند که اغلب توسط تغییرات غیراصولی کاربری زمین، پتانسیل وقوع آن‌ها افزایش می‌یابد. شهرستان مشکین‌شهر واقع در استان اردبیل با توجه به شرایط آب‌وهوایی، فیزیوگرافی و زمین‌شناسی همواره در معرض وقوع خطر زمین‌لغزش بوده است. امّا در طی سال‌های اخیر با توجه به رشد جمعیت و تغییرات غیراصولی کاربری اراضی، پتانسیل رخداد این مخاطره در سطح شهرستان افزایش یافته است. براین‌اساس، پژوهش حاضر به‌دنبال ارزیابی اثر تغییرات کاربری اراضی بر پتانسیل وقوع خطر زمین‌لغزش در این شهرستان می‌باشد. در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، نقشۀ کاربری اراضی با استفاده از روش شی‌گرا برای دو سال 2002 و 2024 استخراج گردید. به‌منظور پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش نیز وزن‌دهی با استفاده از روش کرتیک، استانداردسازی با استفاده از تابع عضویت فازی و مدل‌سازی نهایی با بهره‌گیری از روش چندمعیارۀ ترکیب خطی وزن‌دار صورت پذیرفت. تحلیل تغییرات کاربری اراضی نشان داد که در هر دو سال مورد بررسی کاربری‌های مراتع ضعیف و زراعت دیم بیشترین مساحت را پوشش می‌دهند و بیشترین تغییر کاربری شهرستان به صورت تبدیل مراتع ضعیف به زراعت دیم بوده است. با توجه به نقشة پهنه‌‌بندی زمین‌لغزش در سال 2002 مساحت طبقه بسیار پرخطر و پرخطر 606/457 و 776/994 کیلومترمربع بوده است که مقدار این طبقات در سال 2024 به‌ترتیب به 444/483 و 104/1103 کیلومترمربع افزایش یافته است. همچنین، با توجه به بهره‌گیری از روش منحنی راک با سطح زیرمنحنی 81/0 در سال 2002 و 86/0 در سال 2024، دقت روش ترکیب خطی وزن‌دار در شناسایی مناطق مستعد وقوع زمین‌لغزش شهرستان مشکین‌شهر، خیلی خوب می‌باشد. در نهایت با بررسی انطباقی نتایج پهنه‌بندی با تغییرات کاربری اراضی شهرستان، می‌توان افزایش مساحت اراضی زراعی و نواحی مسکونی و در مقابل کاهش سطح مراتع، باغات و پوشش جنگلی را مهم‌ترین دلایل افزایش پتانسیل وقوع خطر زمین‌لغزش در سطح شهرستان مشکین‌شهر دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کارایی روش MEREC در پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش (مطالعه موردی: دامنه‌های مشرف به کلان‌شهر تبریز)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_239173.html</link>
      <description>زمین‌لغزش‌ها به‌عنوان یکی از مخاطرات طبیعی، توسعه پایدار کلان‌شهر تبریز را با چالش مواجه کرده‌اند. پژوهش حاضر با هدف تهیه نقشه پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش در دامنه‌های مشرف به کلان‌شهر تبریز، با استفاده از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره MEREC و در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شد. در این راستا، دوازده معیار مؤثر شامل لیتولوژی، شیب، جهت شیب، ارتفاع، بارش، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، شاخص توان جریان (SPI) و شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI) به‌کار گرفته شد. داده‌ها از منابع مختلفی نظیر مدل رقومی ارتفاع (DEM)، نقشه‌های زمین‌شناسی، تصاویر ماهواره‌ای لندست ۸ و داده‌های بارشی استخراج و در قالب لایه‌های اطلاعاتی آماده شدند. نتایج فرآیند وزندهی نشان داد که لیتولوژی با وزن ۱۶۴/۰، تأثیرگذارترین عامل در وقوع زمین‌لغزش در منطقه است. پس از آن، فاصله از جاده (۱۲۴/۰)، بارش (۱۱۸/۰) و شیب (۱۱۲/۰) در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. تلفیق لایه‌های اطلاعاتی و طبقه‌بندی نهایی با روش Natural Breaks منجر به تهیه نقشه پتانسیل وقوع زمین‌لغزش شد. بر اساس نتایج، دامنه‌های شمالی تبریز به‌ویژه ارتفاعات عینالی، در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارند و بیش از ۹ درصد از مساحت منطقه (حدود ۲۴ کیلومترمربع) در معرض خطر بالای زمین‌لغزش است. هم‌پوشانی زمین‌لغزش‌های رخ‌داده با نقشه نهایی، دقت مدل را تأیید نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش و تحلیل خطرپذیری فرونشست شهرستان شهرکرد با استفاده از روش تداخل سنجی راداری</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_243563.html</link>
      <description>فرونشست زمین یکی از چالش‌های جدی زیست‌محیطی و اجتماعی است که در سال‌های اخیر به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران مورد توجه جدی قرار گرفته است. این پژوهش برای نخستین بار فرونشست زمین و تغییرات سطح آب زیرزمینی دشت شهرکرد را با استفاده از روش تحلیل سری زمانی تداخل‌سنجی راداری (InSAR) مورد بررسی قرار داده است. هدف اصلی پژوهش، تعیین دقیق میزان و نرخ خطرپذیری فرونشست به‌منظور ارائه راهکارهای پیشگیرانه بوده است. در این پژوهش با رویکرد کمّی، داده‌های ماهواره Sentinel-1 در بازه زمانی 2019 تا 2023 با نرم‌افزار SARPROZ پردازش شد تا تغییر شکل سطح زمین با دقت میلی‌متری اندازه‌گیری گردد. داده‌های تداخل‌سنجی راداری با اطلاعات سطح آب زیرزمینی، بارندگی، مشخصات ژئوتکنیکی و اطلاعات چاه‌ها تلفیق شد. تحلیل‌های آماری پیشرفته شامل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل فضایی برای شناسایی الگوهای علّی به‌کار گرفته شد و بازدیدهای میدانی برای اعتبارسنجی نتایج انجام پذیرفت. نتایج وجود فرونشست قابل‌توجه در دشت شهرکرد را تأیید می‌کند؛ به‌گونه‌ای که حداکثر نرخ فرونشست تجمعی 77 میلی‌متر در دوره چهارساله اندازه‌گیری شده است. الگوی مکانی فرونشست نشان می‌دهد که بخش‌های مرکزی دشت با نرخ فرونشست سالانه بیش از 5 سانتی‌متر، بیشترین آسیب‌پذیری را دارند که این میزان بسیار فراتر از حد مجاز بین‌المللی 2 میلی‌متر در سال است. همبستگی قوی و معنادار (ضریب 0.87) بین افت سطح آب زیرزمینی و نرخ فرونشست مشاهده شد. کسری بارندگی نه‌ساله و خشکسالی مداوم از عوامل تشدیدکننده کلیدی بوده‌اند. در نتیجه، برداشت بی‌رویه آب زیرزمینی در تعامل با خشکسالی‌های اقلیمی، محرک اصلی فرونشست شدید و رو به تسریع در دشت شهرکرد شناسایی شد. یافته‌های پژوهش مبنای علمی لازم برای اجرای سیاست‌های فوری مدیریت آب و کاهش خطر فرونشست را فراهم می‌سازد..</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی عدم قطعیت در ارزیابی حساسیت به فرونشست زمین با استفاده از تئوری شواهد دمپستر شافر</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_243592.html</link>
      <description>زمینه: فرونشست زمین به صورت طبیعی و نیز در اثر فعالیت‌های انسانی رخ می‌دهد. از پیامدهای فرونشست زمین، خسارت به ساختارهای زیربنایی و زمین‌های کشاورزی می‌باشد. با توجه به این‌که فرونشست زمین معمولا پیش از وقوع خسارت‌های آن قابل تشخیص نیست، پیش‌بینی و نمایان‌سازی دقیق نواحی دارای حساسیت به فرونشست قبل از ایجاد مخاطره امری ضروری است. هدف: مدلسازی حساسیت به فرونشست زمین با استفاده از تئوری شواهد دمپستر-شافر در دشت شبستر، یکی از دشت‌های پرخطر استان آذربایجان‌شرقی می‌باشد. روش پژوهش: هشت عامل موثر بر فرونشست انتخاب می‌شوند. با استفاده از نقشه موجودی فرونشست زمین و تئوری شواهد دمپستر-شافر، میزان باور، عدم باور و نایقینی وقوع فرونشست و نهایتا نقشه پهنه‌بندی تهیه می‌شود.یافته‌ها: قسمت جنوبی دشت شبستر دارای حساسیت بسیار زیاد نسبت به فرونشست زمین می‌باشد. درصد مساحت مناطق با ‌حساسیت &amp;amp;laquo;خیلی کم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;متوسط&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;زیاد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خیلی زیاد&amp;amp;raquo; فرونشست به ترتیب 86/41 ، 8/26 ، 72/24 ، 6/4 و 02/2 به دست آمدند. ارزیابی مدل‌ نشان داد که روش مورد استفاده کارایی خوبی در پیش‌بینی حساسیت به فرونشست زمین داشته است.نتیجه‌گیری: در این روش علاوه بر مدلسازی حساسیت به فرونشست زمین، دامنه عدم قطعیت برآوردها نیز ارائه شد که منجر به اعتمادپذیری بیشتر نتایج در مقایسه با روش‌های دیگر نظیر روش‌های یادگیری ماشین یا شبکه‌های عصبی می‌شود. این روش می‌تواند در جهت تصمیم‌گیری‌های بهنگام و دقیق‌تر و در نتیجه اقدامات مناسب‌ در مرحله پیشگیری و کاهش اثرات در منطقه مورد مطالعه و نیز سایر مناطق مستعد فرونشست به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه خرم‌رود در محدوده شهری خرم آباد</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_246305.html</link>
      <description>رودخانه‌ها به‌عنوان عناصر کلیدی در پایداری اکولوژیکی و توسعه شهری، تحت تأثیر مداخلات انسانی دچار تغییرات هیدروژئومورفولوژیکی گسترده‌ای شده‌اند. در پژوهش حاضر،کیفیت هیدروژئومورفولوژی رودخانه خرم‌رود در بازه شهری شهر خرم آباد، از شاخص IHG بهره گرفته است. با استفاده از شاخص هیدروژئومورفولوژیکی IHG در طول مسیر اصلی رودخانه، به هفت (بازه) تقسیم و مقدار این شاخص برای هر بازه تعیین گردید. شاخص IHG تعداد 9 پارامتر را در سه گروه (کیفیت عملکرد رودخانه‌، مورفولوژی آبراهه، پوشش‌گیاهی کناررود) ارزیابی می‌کند. مقدار هر پارامتر بین 1 تا 10، متناسب با وضعیت طبیعی و عملکرد حوضه رودخانه قرار دارد. داده‌های پژوهش شامل نقشه‌های توپوگرافی و زمین‌شناسی، تصاویر ماهواره‌ای، فایل‌های مکانی و مشاهدات میدانی بوده که با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بازه های شماره 1 و 6 دارای وضعیت ضعیف، بازه شماره 7 دارای وضعیت بینابینی بوده و پتانسیل بازسازی اکولوژیکی را نشان داد، در حالی که بازه‌های شماره 2، 3، 4 و 5 به دلیل دخالت های شدید انسانی ( تغییر در الگوی مورفولوژی، ایجاد سازه‌های مهندسی در بستر رودخانه، قطع پیوستگی آبراهه اصلی، ساخت و ساز در سیلابدشت و تغییر کاربری محدوده سیلابدشت رودخانه به کاربری مسکونی و تفریحی)، از کیفیت خیلی بد برخوردار هستند. یافته‌ها بیانگر آن است که شدت مداخلات انسانی، و حفظ ساختار طبیعی رودخانه، عوامل تعیین‌کننده در کیفیت اکولوژیکی و ژئومورفولوژیکی هستند. در مجموع، استفاده از شاخص IHG در ارزیابی رودخانه‌های شهری، ابزاری مؤثر برای شناسایی بازه‌های آسیب‌پذیر، تدوین راهبردهای حفاظتی، و ارتقاء تاب‌آوری زیست‌محیطی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی قابلیت‌های ژئوتوریسم شهرستان کرمانشاه با استفاده از رویکرد ترکیبی ANP-WLC</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_245662.html</link>
      <description>امروزه گردشگری یکی از بزرگترین و سودآورترین صنایع دنیا به حساب می‌آید و به‌ خاطر اهمیت و نقش این صنعت، بسیاری از کشورها آن را در استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه گنجانده‌اند. ژئوتوریسم بر ژئوسایت‌ها و چشم‌اندازهای ژئوموفولوژیکی تأکید دارد و این شکل از گردشگری به واسطه برنامه‌ریزی مناسب و شناخت مزیت‌ها و محدودیت‌ها می‌تواند نقش مهمی در توسعه منطقه‌ای و تنوع بخشیدن به اقتصاد منطقه ایجاد کند. هدف در این پژوهش، ارزیابی قابلیت‌های ژئوتوریستی و شناسایی پهنه‌های مستعد شهرستان کرمانشاه برای توسعه زمین‌گردشگری است. روش پژوهش توصیفی‌_ تحلیلی و گردآوری داده‌ها به روش کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. در تحلیل اطلاعات از مدل ترکیبیANP-WLC استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان داد که منطقه مورد مطالعه از نظر دارا بودن پتانسیل ژئوتوریسمی به چهار پهنه دارای پتانسیل کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد تقسیم شده است. به طوری‌که این پهنه‌ها به ترتیب 4/78 درصد (3/74 کیلومترمربع) ، 4/8 درصد (3/8 کیلومترمربع) زیاد 8/6 (3/6 کیلومترمربع) و خیلی زیاد 4/6 (1/6 کیلومترمربع) از مساحت شهرستان کرمانشاه را به خود اختصاص داده‌اند. به بیانی دیگر بیش از 12 درصد مساحت منطقه مورد مطالعه دارای پتانسیل زیاد و خیلی زیادی برای توسعه ژئوتوریسم است. همچنین به لحاظ پراکندگی مکانی مناطق مناسب و توانمند بایستی عنوان نمود که مناطق شمال شرق و جنوب شهرستان کرمانشاه دارای بیشترین توانایی و پتانسیل به منظور توسعه ژئوتوریسم هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترکیب الگوریتم MaxEnt با داده‌های سنجش از دور جهت تولید نقشه خطر وقوع زمین‌لغزش (محدوده مورد مطالعه: حوضه&amp;lrm; های آبریز شمال شرق خوزستان)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_246357.html</link>
      <description>زمین‌لغزش یکی از شایع‌ترین مخاطرات زمین‌شناسی در سراسر جهان است که دارای ویژگی‌های توزیع گسترده، فرکانس بالا، سرعت حرکت سریع، تلفات جدی بلایای طبیعی است. در این مطالعه با هدف ترکیب الگوریتم MaxEnt با داده‌های سنجش از دور جهت تولید نقشه خطر وقوع زمین‌لغزش حوضه &amp;amp;lrm;های آبریز شمال شرق خوزستان) بررسی گردید. در گام اول این پژوهش ابتدا به مرور اسناد و گزارش&amp;amp;lrm;های مرتبط با زمین&amp;amp;lrm; لغزش در رابطه با الگوریتم حداکثر آنتروپی و بازدیدهای میدانی پرداخته شده و در گام دوم سناریو، 15 عامل مؤثر در وقوع خطر زمین &amp;amp;lrm;لغزش شناسایی شده&amp;amp;rlm; اند و با استفاده از تصاویر ماهواره &amp;amp;lrm;ای Sentinel 2، سامانه Google Earth Engin نرم افزارهای ARCGIS 10.8 و SAGA GIS تولید گردیدند. در قدم سوم سناریو پژوهش به مدلسازی الگوریتم یادگیری ماشینی MaxEnt پرداخته و به اعتبار سنجی مدل اقدام شده است. در سناریو آخر پژوهش با طبقه&amp;amp;lrm; بندی نقشه پهنه&amp;amp;lrm; بندی زمین&amp;amp;lrm; لغزش به تحلیل عوامل موثر در زمین‌لغزش اقدام گردید. نتایج نشان می‌دهد حوضه آبریز سد شهید عباسپور به &amp;amp;rlm;ترتیب بارش، سازندهای زمین&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm; شناسی، فاصله از جاده و فاصله از گسل حوضه آبریز ده &amp;amp;lrm;شیخ شمالی کاربری، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه و توان فرسایندگی رودخانه، حوضه آبریز ده &amp;amp;lrm;شیخ جنوبی به‌ترتیب سازندهای زمین &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;شناسی، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه و بارش بیشترین تاثیر را در زمین‌لغزش دارند. بیشترین کلاس خطر زمین &amp;amp;lrm;لغزش حوضه آبریز شهید عباسپور، کلاس خطر زیاد با (30/19) درصد و (78/08) کیلومتر مساحت، حوضه آبریز ده &amp;amp;lrm;شیخ شمالی دارای کلاس خطر متوسط با (40/21) درصد و مساحت (79/55) و حوضه آبریز ده‌شیخ جنوبی بیشترین سطح زمین لغزش در کلاس خطر خیلی زیاد با (79/84) درصد و (33/21) کیلومتر مساحت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و مقایسه مدل‌های جنگل تصادفی و ماشین‌بردار پشتیبان در پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش (مطالعه موردی: حوضه آبخیز فیروزآباد)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_232801.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش و مقایسه کارایی دو الگوریتم قدرتمند یادگیری ماشین،  در حوضه آبخیز فیروزآباد استان اردبیل انجام شد. بدین منظور، دوازده عامل مؤثر در رخداد زمین‌لغزش منطقه مورد مطالعه شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، زمین‌شناسی، کاربری اراضی، شاخص پوشش گیاهی نرمال‌شده (NDVI)، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، انحنای دامنه، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، فاصله از گسل و بارش انتخاب و نقشه‌های مربوطه با استفاده از داده‌های سنجش‌ازدور، مدل رقومی ارتفاعی (DEM) و اطلاعات زمین‌شناسی و اقلیمی تهیه گردید. نقشه پراکنش 300 رخداد زمین‌لغزش موجود نیز به‌عنوان متغیر وابسته با بهره‌گیری از داده‌های میدانی، تصاویرGoogle Earth  و گزارش‌های منابع طبیعی استخراج و به دو بخش آموزشی (70 درصد) و اعتبارسنجی (30 درصد) تقسیم شد. مدل‌سازی با استفاده از  سامانه گوگل ارث انجین و تحلیل آماری در نرم‌افزار R انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد که در نقشه پهنه‌بندی مدلRF، حدود 72/1059 کیلومتر مربع (66 درصد) از مساحت حوضه در کلاس خطر بسیار زیاد و 32/132 کیلومتر مربع (8 درصد) در کلاس زیاد قرار دارد، در حالی که مدل SVM به‌ترتیب 89/1059 کیلومتر مربع (66 درصد) و 53/133 کیلومتر مربع (8 درصد) را در همین طبقات نشان داد. بررسی اهمیت متغیرها بیانگر آن بود که در مدل RF عامل شیب (14 درصد) و ارتفاع (11 درصد) بیش‌ترین نقش را در وقوع لغزش دارند، در حالی‌که در مدل  SVMشیب (34 درصد) و بارش (10 درصد) اهمیت بیش‌تری داشته‌اند. ارزیابی نهایی با شاخص ROC و مقدار AUC نشان داد که مدل RF با مقدار 895/0 نسبت به مدل SVM با مقدار 798/0 از دقت بالاتری در پیش‌بینی مناطق مستعد لغزش برخوردار است. در مجموع، یافته‌ها نشان‌دهنده عملکرد مطلوب هر دو مدل در پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش است و تأیید می‌کند که به‌کارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین در محیط سامانه GEE، ابزار مؤثری برای مدیریت ریسک، می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی دقت الگوریتم‌های یادگیری ماشین در پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش حوضه آبخیز سامیان ‏</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_234416.html</link>
      <description>پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش از ابزارهای کلیدی در مدیریت ریسک و برنامه‌ریزی پایدار منابع طبیعی به‌شمار می‌رود. این پژوهش با هدف ارزیابی دقت الگوریتم‌های یادگیری ماشین در پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش حوضه آبخیز سامیان، در محیط گوگل ارث انجین انجام شد. در گام نخست، مجموعه‌ای از متغیرهای مؤثر بر پایداری دامنه‌ها شامل عوامل توپوگرافی (ارتفاع، شیب، جهت و انحنای زمین)، ویژگی‌های زمین‌شناسی (جنس سنگ)، فاصله از رودخانه، جاده و گسل، و نیز پارامترهای اقلیمی و زیست‌محیطی (بارش، رطوبت خاک، شاخص پوشش گیاهی NDVI و کاربری اراضی) گردآوری و در محیط GIS فازی‌سازی شدند. برای آموزش و ارزیابی مدل‌ها، از ۱۱۰ نقطه نمونه شامل مناطق لغزشی و غیرلغزشی استفاده شد که ۷۰ درصد آن‌ها به آموزش و ۳۰ درصد به آزمون مدل‌ها اختصاص یافت. سه الگوریتم جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان و نزدیک‌ترین همسایگان به‌منظور تولید نقشه احتمال وقوع لغزش به‌کار گرفته شدند. نقشه‌های حاصل با داده‌های واقعی مقایسه و شاخص دقت مساحت زیر منحنی ROC(AUC) برای هر مدل محاسبه شد. نتایج نشان داد که عامل شیب با سهم تأثیر ۱۶٫۱۰ درصد، مهم‌ترین متغیر در بروز زمین‌لغزش است. از نظر مکانی، نواحی مرکزی با گرایش شرقی کمترین خطر لغزش و نواحی پیرامونی حوضه بیشترین خطر را نشان دادند. تمرکز بالای خطر در این نواحی عمدتاً ناشی از ارتفاع و شیب زیاد، رطوبت بالای خاک، بارش فراوان، هم‌پوشانی مسیر گسل‌ها با جاده‌ها و رودخانه‌ها و گسترش اراضی کشاورزی و بایر در دامنه‌های سبلان است. بر اساس نتایج پهنه‌بندی، به‌ترتیب ۵۳، ۴۰ و ۴۵ درصد از کل منطقه توسط مدل‌های SVM، RF و KNN در طبقات خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفتند. مقدار شاخص AUC برای مدل‌های مذکور به‌ترتیب ۰٫۹۰۶، ۰٫۸۶۴ و ۰٫۸۴۸ به‌دست آمد که نشان‌دهنده دقت بالاتر مدل SVM در تفکیک نواحی لغزشی و پایدار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه‌بندی خطر وقوع سیلاب ناگهانی در حوضه آبخیز کرگان‌رود</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_242805.html</link>
      <description>هدف: سیلاب یکی از مخاطرات مهم طبیعی در شمال ایران است که به دلیل بارش‌های شدید، شیب‌های تند و تغییرات کاربری اراضی، خسارات اقتصادی و زیست‌محیطی ایجاد می‌کند. این پژوهش با هدف ارزیابی و پهنه‌بندی پتانسیل سیلاب در حوضه آبخیز کرگان‌رود استان گیلان با استفاده از مدل سیلاب ناگهانی انجام شد تا مناطق پرخطر برای مدیریت بهینه سیلاب شناسایی شوند.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، هفت عامل محیطی شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از آبراهه، کاربری اراضی، لیتولوژی و بافت خاک به‌کار گرفته شد. داده‌های رقومی ارتفاعی ALOS Palsar با قدرت تفکیک 5/12 متر برای استخراج شاخص‌های توپوگرافی و تصاویر ماهواره‌ای Landsat 8 برای تهیه نقشه کاربری اراضی استفاده شد. علاوه بر آن، داده‌های زمین‌شناسی و خاک از منابع رسمی استان جمع‌آوری گردید. برای تحلیل کمی، 500 نقطه نمونه تصادفی در حوضه انتخاب و ضریب همبستگی اسپیرمن بین شاخص MFFPI و عوامل محیطی محاسبه شد. تمامی پردازش‌ها و تحلیل‌ها در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی انجام گرفت. 
نتایج: نتایج نشان داد که عامل شیب با ضریب همبستگی 768/0 بیش‌ترین تأثیر را بر الگوی مکانی سیلاب دارد و پس از آن انحنای دامنه (295/0) و بافت خاک (239/0) در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند. بر این اساس، نقشه پهنه‌بندی نهایی با استفاده از سه عامل کلیدی تهیه شد. نتایج نهایی نشان می‌دهد که حدود 62/26 درصد از مساحت حوضه در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که عمدتاً در بخش‌های شرقی و شمال‌غربی حوضه متمرکز هستند. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی علمی برای مدیریت سیلاب، برنامه‌ریزی کاربری اراضی و کاهش خطر در حوضه آبخیز کرگان‌رود مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس یافته‌ها، محدودسازی توسعه ساخت‌وساز در پهنه‌های پرخطر و استفاده از نقشه پهنه‌بندی به‌عنوان ابزار تصمیم‌یار در برنامه‌ریزی کاربری اراضی و طرح‌های آبخیزداری توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی و ارزیابی حساسیت وقوع زمین‌لغزش با استفاده از رگرسیون لجستیک (مطالعه موردی: حوضه گویجه بئل، اهر)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_250405.html</link>
      <description>این تحقیق با هدف ارزیابی حساسیت زمین‌لغزش در حوضه آبخیز گویجه‌بئل‌ (واقع در اهر) انجام شد. برای این منظور، از مدل آماری رگرسیون لجستیک به عنوان یک روش قدرتمند و پرکاربرد در تحلیل احتمال وقوع پدیده‌های دووجهی استفاده گردید. در این مدل‌سازی، یازده لایه عاملی مؤثر شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، طول دامنه، تحدب سطح زمین، لیتولوژی، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، شاخص پوشش گیاهی (NDVI) و کاربری اراضی به عنوان متغیرهای مستقل و لایه پراکنش زمین‌لغزش به عنوان متغیر وابسته (باینری) به کار گرفته شدند. نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد که سه عامل لیتولوژی (با ضریب 82/2)، شیب (با ضریب 89/1) و ارتفاع (با ضریب 17/1) به‌ترتیب مهم‌ترین عوامل کنترل‌کننده وقوع زمین‌لغزش در مقیاس حوضه هستند. الگوی مکانی زمین‌لغزش‌ها عمدتاً در بازه ارتفاعی 1550 تا 1750 متر، شیب‌های 10 تا 20 درصد و بر روی سازند حساس PlQ-c (کنگلومرای تحکیم‌نیافته با میان‌لایه‌های مارنی) متمرکز است. عواملی مانند فاصله از آبراهه، جهت شیب، تحدب سطح و شاخص رطوبت توپوگرافی در رده تأثیرگذاری متوسط و با نقش تشدیدکننده محلی قرار گرفتند، در حالی که فاصله از گسل، کاربری اراضی، پوشش گیاهی و طول دامنه کمترین تأثیر را در مدل نشان دادند. نقشه نهایی حساسیت زمین‌لغزش با دقت بالا (93/0 = AUC) تهیه شد. بر اساس این نقشه، حدود 35 درصد مساحت حوضه (شامل 5/14 درصد در کلاس خطر بسیار زیاد و 6/20 درصد در کلاس خطر زیاد) در معرض خطر بالای زمین‌لغزش قرار دارد. این پهنه‌های پرخطر عمدتاً در بخش‌های میانی و پایین‌دست حوضه واقع شده‌اند و با موقعیت سکونتگاه‌ها، اراضی کشاورزی و محور ارتباطی مهم تبریز-اهر همپوشانی قابل‌توجهی دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه‌بندی خطر ریزش سنگی در محور ریلی روستای خراسانک تا شهر میانه</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_250732.html</link>
      <description>شبکه‌های حمل‌ونقل ریلی به‌عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، نقش مهمی در جابجایی ایمن و اقتصادی مسافر و بار ایفا می‌کنند. عبور خطوط ریلی از مناطق کوهستانی و دامنه‌های ناپایدار، آن‌ها را در معرض انواع مخاطرات ژئومورفولوژیکی، به ویژه ریزش سنگ قرار می‌دهد. مسیر ریلی واقع در محدودۀ روستای خراسانک تا شهر میانه واقع در استان آذربایجان شرقی، به دلیل عبور از نواحی کوهستانی پر‌شیب با سنگ‌های درزه‌دار و با توجه به شرایط اقلیمی خاص، از پتانسیل بالای وقوع ریزش سنگ برخوردار است. لذا، هدف از این پژوهش شناسایی پهنه‌های مستعد وقوع خطر ریزش در این مسیر ارتباطی با استفاده از تکنیک چندمعیارۀ مارکوس می‌باشد. در راستای تحقق اهداف پژوهش، معیارهای ارتفاع، شیب، جهت شیب، بارش، دما، سازندهای زمین‌شناسی، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده، فاصله از گسل و کاربری اراضی به‌عنوان متغیرهای مستقل انتخاب شد. نتایج مطالعه نشان داد که معیارهای شیب، سازند زمین‌شناسی، کاربری اراضی و ارتفاع به ترتیب با ضرایب وزنی 116/0، 115/0، 110/0 و 109/0، به‌عنوان تأثیرگذارترین پارامترهای مؤثر بر ریزش سنگی در محدوده مورد مطالعه می‌باشند. نقشۀ خطرپذیری ریزش نیز نشان می‌دهد که به ترتیب 75/116، 11/222 و 08/232 کیلومترمربع از منطقه در طبقۀ خطر بسیار زیاد، زیاد و متوسط قرار دارند. لذا با توجه به طیف وسیع مناطق با احتمال بالای وقوع خطر، اجرای برنامه‌های مدیریت ریسک و پروژه‌های حفاظتی در راستای ایمنی پروژه، حفاظت از محیط‌زیست مدیریت منابع مالی و کاهش هزینه‌های آتی در محدودۀ مطالعاتی، ضرورتی انکارناپذیر به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
