<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشهای ژئومورفولوژی کمّی</title>
    <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/</link>
    <description>پژوهشهای ژئومورفولوژی کمّی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 09 May 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 09 May 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثر تغییرات کاربری اراضی بر پتانسیل وقوع خطر زمین‌لغزش در سطح شهرستان مشکین‌شهر</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_220482.html</link>
      <description>زمین‌لغزش‌ها از مخرب‌ترین فرآیندهای دامنه‌ای هستند که اغلب توسط تغییرات غیراصولی کاربری زمین، پتانسیل وقوع آن‌ها افزایش می‌یابد. شهرستان مشکین‌شهر واقع در استان اردبیل با توجه به شرایط آب‌وهوایی، فیزیوگرافی و زمین‌شناسی همواره در معرض وقوع خطر زمین‌لغزش بوده است. امّا در طی سال‌های اخیر با توجه به رشد جمعیت و تغییرات غیراصولی کاربری اراضی، پتانسیل رخداد این مخاطره در سطح شهرستان افزایش یافته است. براین‌اساس، پژوهش حاضر به‌دنبال ارزیابی اثر تغییرات کاربری اراضی بر پتانسیل وقوع خطر زمین‌لغزش در این شهرستان می‌باشد. در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، نقشۀ کاربری اراضی با استفاده از روش شی‌گرا برای دو سال 2002 و 2024 استخراج گردید. به‌منظور پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش نیز وزن‌دهی با استفاده از روش کرتیک، استانداردسازی با استفاده از تابع عضویت فازی و مدل‌سازی نهایی با بهره‌گیری از روش چندمعیارۀ ترکیب خطی وزن‌دار صورت پذیرفت. تحلیل تغییرات کاربری اراضی نشان داد که در هر دو سال مورد بررسی کاربری‌های مراتع ضعیف و زراعت دیم بیشترین مساحت را پوشش می‌دهند و بیشترین تغییر کاربری شهرستان به صورت تبدیل مراتع ضعیف به زراعت دیم بوده است. با توجه به نقشة پهنه‌‌بندی زمین‌لغزش در سال 2002 مساحت طبقه بسیار پرخطر و پرخطر 606/457 و 776/994 کیلومترمربع بوده است که مقدار این طبقات در سال 2024 به‌ترتیب به 444/483 و 104/1103 کیلومترمربع افزایش یافته است. همچنین، با توجه به بهره‌گیری از روش منحنی راک با سطح زیرمنحنی 81/0 در سال 2002 و 86/0 در سال 2024، دقت روش ترکیب خطی وزن‌دار در شناسایی مناطق مستعد وقوع زمین‌لغزش شهرستان مشکین‌شهر، خیلی خوب می‌باشد. در نهایت با بررسی انطباقی نتایج پهنه‌بندی با تغییرات کاربری اراضی شهرستان، می‌توان افزایش مساحت اراضی زراعی و نواحی مسکونی و در مقابل کاهش سطح مراتع، باغات و پوشش جنگلی را مهم‌ترین دلایل افزایش پتانسیل وقوع خطر زمین‌لغزش در سطح شهرستان مشکین‌شهر دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و مقایسه مدل‌های جنگل تصادفی و ماشین‌بردار پشتیبان در پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش (مطالعه موردی: حوضه آبخیز فیروزآباد)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_232801.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش و مقایسه کارایی دو الگوریتم قدرتمند یادگیری ماشین،  در حوضه آبخیز فیروزآباد استان اردبیل انجام شد. بدین منظور، دوازده عامل مؤثر در رخداد زمین‌لغزش منطقه مورد مطالعه شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، زمین‌شناسی، کاربری اراضی، شاخص پوشش گیاهی نرمال‌شده (NDVI)، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، انحنای دامنه، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، فاصله از گسل و بارش انتخاب و نقشه‌های مربوطه با استفاده از داده‌های سنجش‌ازدور، مدل رقومی ارتفاعی (DEM) و اطلاعات زمین‌شناسی و اقلیمی تهیه گردید. نقشه پراکنش 300 رخداد زمین‌لغزش موجود نیز به‌عنوان متغیر وابسته با بهره‌گیری از داده‌های میدانی، تصاویرGoogle Earth  و گزارش‌های منابع طبیعی استخراج و به دو بخش آموزشی (70 درصد) و اعتبارسنجی (30 درصد) تقسیم شد. مدل‌سازی با استفاده از  سامانه گوگل ارث انجین و تحلیل آماری در نرم‌افزار R انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد که در نقشه پهنه‌بندی مدلRF، حدود 72/1059 کیلومتر مربع (66 درصد) از مساحت حوضه در کلاس خطر بسیار زیاد و 32/132 کیلومتر مربع (8 درصد) در کلاس زیاد قرار دارد، در حالی که مدل SVM به‌ترتیب 89/1059 کیلومتر مربع (66 درصد) و 53/133 کیلومتر مربع (8 درصد) را در همین طبقات نشان داد. بررسی اهمیت متغیرها بیانگر آن بود که در مدل RF عامل شیب (14 درصد) و ارتفاع (11 درصد) بیش‌ترین نقش را در وقوع لغزش دارند، در حالی‌که در مدل  SVMشیب (34 درصد) و بارش (10 درصد) اهمیت بیش‌تری داشته‌اند. ارزیابی نهایی با شاخص ROC و مقدار AUC نشان داد که مدل RF با مقدار 895/0 نسبت به مدل SVM با مقدار 798/0 از دقت بالاتری در پیش‌بینی مناطق مستعد لغزش برخوردار است. در مجموع، یافته‌ها نشان‌دهنده عملکرد مطلوب هر دو مدل در پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش است و تأیید می‌کند که به‌کارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین در محیط سامانه GEE، ابزار مؤثری برای مدیریت ریسک، می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی دقت الگوریتم‌های یادگیری ماشین در پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش حوضه آبخیز سامیان ‏</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_234416.html</link>
      <description>پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش از ابزارهای کلیدی در مدیریت ریسک و برنامه‌ریزی پایدار منابع طبیعی به‌شمار می‌رود. این پژوهش با هدف ارزیابی دقت الگوریتم‌های یادگیری ماشین در پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش حوضه آبخیز سامیان، در محیط گوگل ارث انجین انجام شد. در گام نخست، مجموعه‌ای از متغیرهای مؤثر بر پایداری دامنه‌ها شامل عوامل توپوگرافی (ارتفاع، شیب، جهت و انحنای زمین)، ویژگی‌های زمین‌شناسی (جنس سنگ)، فاصله از رودخانه، جاده و گسل، و نیز پارامترهای اقلیمی و زیست‌محیطی (بارش، رطوبت خاک، شاخص پوشش گیاهی NDVI و کاربری اراضی) گردآوری و در محیط GIS فازی‌سازی شدند. برای آموزش و ارزیابی مدل‌ها، از ۱۱۰ نقطه نمونه شامل مناطق لغزشی و غیرلغزشی استفاده شد که ۷۰ درصد آن‌ها به آموزش و ۳۰ درصد به آزمون مدل‌ها اختصاص یافت. سه الگوریتم جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان و نزدیک‌ترین همسایگان به‌منظور تولید نقشه احتمال وقوع لغزش به‌کار گرفته شدند. نقشه‌های حاصل با داده‌های واقعی مقایسه و شاخص دقت مساحت زیر منحنی ROC(AUC) برای هر مدل محاسبه شد. نتایج نشان داد که عامل شیب با سهم تأثیر ۱۶٫۱۰ درصد، مهم‌ترین متغیر در بروز زمین‌لغزش است. از نظر مکانی، نواحی مرکزی با گرایش شرقی کمترین خطر لغزش و نواحی پیرامونی حوضه بیشترین خطر را نشان دادند. تمرکز بالای خطر در این نواحی عمدتاً ناشی از ارتفاع و شیب زیاد، رطوبت بالای خاک، بارش فراوان، هم‌پوشانی مسیر گسل‌ها با جاده‌ها و رودخانه‌ها و گسترش اراضی کشاورزی و بایر در دامنه‌های سبلان است. بر اساس نتایج پهنه‌بندی، به‌ترتیب ۵۳، ۴۰ و ۴۵ درصد از کل منطقه توسط مدل‌های SVM، RF و KNN در طبقات خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفتند. مقدار شاخص AUC برای مدل‌های مذکور به‌ترتیب ۰٫۹۰۶، ۰٫۸۶۴ و ۰٫۸۴۸ به‌دست آمد که نشان‌دهنده دقت بالاتر مدل SVM در تفکیک نواحی لغزشی و پایدار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کارایی روش MEREC در پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش (مطالعه موردی: دامنه‌های مشرف به کلان‌شهر تبریز)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_239173.html</link>
      <description>زمین‌لغزش‌ها به‌عنوان یکی از مخاطرات طبیعی، توسعه پایدار کلان‌شهر تبریز را با چالش مواجه کرده‌اند. پژوهش حاضر با هدف تهیه نقشه پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش در دامنه‌های مشرف به کلان‌شهر تبریز، با استفاده از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره MEREC و در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شد. در این راستا، دوازده معیار مؤثر شامل لیتولوژی، شیب، جهت شیب، ارتفاع، بارش، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، شاخص توان جریان (SPI) و شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI) به‌کار گرفته شد. داده‌ها از منابع مختلفی نظیر مدل رقومی ارتفاع (DEM)، نقشه‌های زمین‌شناسی، تصاویر ماهواره‌ای لندست ۸ و داده‌های بارشی استخراج و در قالب لایه‌های اطلاعاتی آماده شدند. نتایج فرآیند وزندهی نشان داد که لیتولوژی با وزن ۱۶۴/۰، تأثیرگذارترین عامل در وقوع زمین‌لغزش در منطقه است. پس از آن، فاصله از جاده (۱۲۴/۰)، بارش (۱۱۸/۰) و شیب (۱۱۲/۰) در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. تلفیق لایه‌های اطلاعاتی و طبقه‌بندی نهایی با روش Natural Breaks منجر به تهیه نقشه پتانسیل وقوع زمین‌لغزش شد. بر اساس نتایج، دامنه‌های شمالی تبریز به‌ویژه ارتفاعات عینالی، در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارند و بیش از ۹ درصد از مساحت منطقه (حدود ۲۴ کیلومترمربع) در معرض خطر بالای زمین‌لغزش است. هم‌پوشانی زمین‌لغزش‌های رخ‌داده با نقشه نهایی، دقت مدل را تأیید نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه بندی توانمندی های ژئوتوریستی دامنه های شمالی رشته کوه بزقوش</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_233710.html</link>
      <description>دامنه های شمالی رشته کوه بزقوش با بهره مندی از طبیعت بکر و وضعیت ژئومورفولوژیکی پویا یکی از مناطق توانمند جهت توسعه ژئوتوریسم می باشد. پژوهش حاضر با هدف توان سنجی ژئوتوریستی دامنه های شمالی رشته کوه بزقوش انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش، به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی و از نوع هدف کاربردی می‌باشد که در راستای تحلیل اطلاعات از روش ارزیابی اولیه میراث زمین (PGA ) و برای وزن‌دهی به معیارها از مدل MACBETH استفاده شده است. در این پژوهش معیارهای طبیعی و انسانی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج وزن دهی نشان داد که ارتفاعات بزقوش، فاصله از جاذبه های گردشگری و ژئوسایت ها و راه های ارتباطی به ترتیب بیشترین تاثیر را در توانهای ژئوتوریستی منطقه دارند. نتایج پژوهش بر اساس مدل PGA نشان داد ژئوسایت‌های دامنه شمالی رشته بزقوش دارای ارزش‌های ژئوتوریستی هستند. فعالیت‌های کوهنوردی و دامنه‌نوردی و همچنین آب‌درمانی نسبت به سایر فعالیت‌ها در اولویت قرار دارند. این یافته‌ها تأکید می‌کند که باید پهنه‌هایی برای مکان‌های مستعد ژئوتوریسم شناسایی شوند که در مجاورت چشمه‌های آبگرم اسب‌فروشان، الله حق، اردها، شالقون، جلده باخان و نرمیق واقع شده‌اند. نتایج حاصل از پهنه بندی نشان می‌دهد 21/33 درصد از مساحت منطقه در پهنه بسیار مناسب،37/58 درصد در پهنه مناسب، 41/7 درصد در پهنه نسبتا مناسب، 01/1 درصد در پهنه نسبتا نامناسب و 0006/0 درصد نیز پهنه نامناسب قرار دارند. پهنه‌های بسیار مناسب محدوده-های اطراف چشمه آبگرم دامنه‌های شمالی بزقوش را شامل می‌شود. با توجه به اهمیت بالای چشمه ها در توان های ژئوتوریستی منطقه، چشمه ها نیز با استفاده از مدل SAW اولویت بندی شدند. نتایج اولویت بندی به ترتیب شامل چشمه‌های آبگرم اسب فروشان، الله حق، اردها، شالقون و جلده باخان و نرمیق می‌باشد. از طرفی، ژئوسایت‌های با ارزش بالا در مدل PGA با پهنه‌های مستعد ژئوتوریستی حاصل از پهنه‌بندی در این منطقه منطبق هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه بندی خطرفرونشست با استفاده از مدل مکسنت (مطالعه موردی استان اصفهان)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_234441.html</link>
      <description>فرونشست زمین، یک مخاطره ژئوهیدرولوژیکی مهم، در سال‌های اخیر چالش‌های جدی را برای مناطق مختلف جهان، به ویژه ایران، ایجاد کرده است. موقعیت جغرافیایی و شرایط مرتبط با آن، ایران را درمعرض آسیب‌پذیری بالایی نسبت به این پدیده قرار داده است که منجر به خسارات گسترده به زیرساخت‌های حیاتی مانند سیستم‌های آبیاری، سازه‌های شهری، چاه‌ها و شبکه‌های آبرسانی، گاز و برق و خاک‌های کشاورزی می‌شود. باتوجه به اینکه استان اصفهان یکی از مناطق بحرانی کشوردر زمینه فرونشست است، پایش دقیق وضعیت و تحلیل عوامل مؤثر بر آن از اهمیت بالایی برخوردار است.این پژوهش باهدف پیش‌بینی وپهنه‌بندی فضایی مناطق مستعدفرونشست در استان اصفهان، ازمدل حداکثرآنتروپی (MaxEnt) بهره گرفته است. درابتدا، موقعیت نقاط فرونشست ازطریق پردازش تصاویر ماهواره‌ای (سنتینل-1) وبازدیدهای میدانی استخراج و در محیط GIS رقومی‌سازی شد. سپس، 14 شاخص محیطی تأثیرگذار برفرونشست، شامل عوامل هیدرولوژیکی از جمله فاصله از آبراهه، رطوبت خاک، شبکه آبراهه، عوامل ژئومورفولوژیکی مانند شیب، ارتفاع، سایه روشن، شیب نسبی ، طول شیب، همگرایی، عوامل زمین‌شناسی شامل لایه های زمین‌شناسی و فاصله ازگسل و عوامل انسانی مانند کاربری اراضی و فاصله ازجاده، با استفاده از نرم‌افزارهای GIS و SAGA GIS تهیه شدند(نقشه کاربری اراضی با استفاده از تصاویر لندست-8 تولید گردید).برای اجرای مدل MaxEnt، 70 درصد ازداده‌های حضور برای آموزش و 30 درصد برای آزمون مدل تخصیص یافت. نتایج آزمون Jackknife نشان دادکه شاخص‌های تراکم شبکه آبراهه، ارتفاع، رطوبت خاک و بافت خاک بیشترین تأثیر را دروقوع فرونشست در منطقه مورد مطالعه داشته‌اند، درحالی که شاخص همگرایی کمترین سهم را ایفا کرده است. اعتبار سنجی مدل با استفاده از منحنی ROC ومساحت زیر منحنی (AUC) انجام شد که مقدار AUC = 0.807 نشان‌دهنده دقت خیلی خوب مدل درپهنه‌بندی خطر فرونشست می‌باشد. نتایج این مطالعه، نقشه‌ای جامع از پهنه‌بندی مناطق مستعد فرونشست ارائه می‌دهدکه می‌تواند ابزاری کارآمد برای برنامه‌ریزی مدیریت زمین، منابع آب فرونشست در استان اصفهان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کیفیت رودخانه الوند شهرستان سرپل ذهاب با استفاده از شاخص هیدروژئومورفولوژیکی IHG</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_234599.html</link>
      <description>رودخانه‌ها به‌عنوان عناصر کلیدی در پایداری اکولوژیکی و توسعه شهری، تحت تأثیر مداخلات انسانی دچار تغییرات هیدروژئومورفولوژیکی گسترده‌ای شده‌اند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه الوند در محدوده شهری سرپل‌ذهاب، از شاخص IHG بهره گرفته است. این شاخص با تمرکز بر سه مؤلفه عملکردی، مورفولوژی کانال و پوشش گیاهی حاشیه‌ای، امکان تحلیل جامع تأثیرات آنتروپوژنیک را فراهم می‌سازد. داده‌های پژوهش شامل نقشه‌های توپوگرافی و زمین‌شناسی، تصاویر ماهواره‌ای، فایل‌های مکانی و مشاهدات میدانی بوده که با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS تحلیل شدند. محدوده مورد مطالعه به طول ۸ کیلومتر به هفت بازه طولی تقسیم گردید و برای هر بازه، امتیاز شاخص IHG محاسبه و در پنج کلاس کیفی طبقه‌بندی شد.نتایج نشان داد که کیفیت هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه در بازه‌های خارج از محدوده شهری (۱ و ۷) در سطح &amp;amp;laquo;خیلی خوب&amp;amp;raquo; قرار دارد، در حالی‌که بازه‌های مرکزی شهری (۳ و ۴) به‌دلیل شدت مداخلات انسانی، در کلاس &amp;amp;laquo;خیلی بد&amp;amp;raquo; ارزیابی شدند. بازه‌های میانی و حاشیه‌ای نیز وضعیت بینابینی داشته و پتانسیل بازسازی اکولوژیکی را نشان دادند. تحلیل تطبیقی با مطالعات داخلی و بین‌المللی، بر نقش شاخص‌های چندبعدی مانند IHG و RRI در پایش و مدیریت رودخانه‌ها تأکید دارد. یافته‌ها بیانگر آن است که فاصله از مرکز شهری، شدت مداخلات انسانی، و حفظ ساختار طبیعی رودخانه، عوامل تعیین‌کننده در کیفیت اکولوژیکی و ژئومورفولوژیکی هستند. در مجموع، استفاده از شاخص IHG در ارزیابی رودخانه‌های شهری، ابزاری مؤثر برای شناسایی بازه‌های آسیب‌پذیر، تدوین راهبردهای حفاظتی، و ارتقاء تاب‌آوری زیست‌محیطی محسوب می‌شود. این پژوهش با ارائه الگویی فرآیندمحور، زمینه‌ساز مدیریت پایدار رودخانه الوند و سایر رودخانه‌های شهری ایران خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازیابی حدود گسترش دریاچه پلویال چاله مسیله براساس پادگانه های دریاچه ای در کواترنری</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_234800.html</link>
      <description>دیرینه ژئومورفولوژی به مطالعه تاریخچه(سیر تحولات) ویژگی‌ها و پراکندگی لندفرم‌های جغرافیایی سطح زمین می‌پردازد. در واقع بازیابی آثار برجای مانده در محیط طبیعی مانند شواهد ژئومورفولوژیکی و رسوبات سطح زمین که شواهد تغییرات اقلیمی چندین هزار ساله را در خود حفظ می‌کند. هدف این پژوهش تعیین گستره دریاچه پلویال چاله مسیله در ایران مرکزی براساس شواهد ژئومورفولوژیکی(پادگانه دریاچه‌ای) در کواترنری می‌باشد. منطقه مورد مطالعه این پژوهش چاله مسیله در ایران مرکزی که شامل(حوض سلطان، حوض مره و دریاچه نمک) است. روش این پژوهش در ابتدا بررسی کتابخانه‌ای پژوهش‌های سایر محققان و داده‌های موجود بوده است. سپس بررسی‌های سنجش‌ از‌ ازدو با استفاده از تصاویر لندست انجام گرفته است و در نهایت مطالعات میدانی(مشاهده پادگانه‌های منطقه، برداشت نمونه و تعیین ارتفاع آنها)و آنالیزهای آزمایشگاهی است. در مطالعات میدانی وجود پادگانه دریاچه‌ای در منطقه مشخص، ارتفاع سطوح تعیین و نمونه‌هایی برای انجام آنالیز‌های آزمایشگاهی از سطح آنها برداشت شده است. نتایج آنالیز‌های دانه سنجی و کلسیمتری نمونه‌های مورد مطالعه نشان از محیط رسوب‌گذاری آرام دریاچه‌ای در گذشته است. نتایج حاکی از آن است که پادگانه موجود در حوضه مسیله در ارتفاع 805 متری از سطح دریا نشان‌دهنده گستره دریاچه دیرینه در این منطقه با مساحتی معادل 6190 کیلومتر مربع را بوده است که شامل سه چاله دریاچه نمک، حوض مره و حوض سلطان را در گذشته بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی روابط دبی اشل‌، فرسایش و رسوبگذاری رودخانه ‌یلفان سد اکباتان‌ با استفاده از مدل عددی FLUENT</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_234948.html</link>
      <description>امروزه مدل‌های ریاضی شبه دو بعدی کاربرد گسترده‌ای در مباحث هیدرولیک جریان و رسوب رودخانه‌ها یافته‌اند. در این بررسی روابط دبی &amp;amp;ndash;اشل‌، فرسایش و رسوب‌گذاری در رودخانه یلفان سد اکباتان همدان با استفاده از مدل فلوئنت شبیه‌سازی شده است‌. ابتدا مقادیر عددی پیشروی رواناب برای مدل‌های تلاطمی در مقاطع ‌مستطیلی و ذوزنقه‌ای با مدل بر آورد و در زمان‌های مختلف با نتایج آزمایشگاهی بررسی و مقایسه گردید‌. نتایج نشان دادکه در مقطع مستطیلی انتشار رواناب و فشار در سطح کانال تقریبا یکسان توزیع می شود و مقادیر دبی اشل تغییرات زیادی را نشان نمی‌دهد. درکانال ذوزنقه‌ای با سطح مقطع بسته اندازه‌گیری دبی اشل نشان داد که انتشار رواناب با سرعت و فشار بیشتر در کف کانال موجب افزایش فرسایش در کف می‌شود‌. در کانال ذوزنقه‌ای با سطح مقطع باز مقادیر دبی اشل و هیستورگرام های فشار ‌و سرعت انتشار نشان داد که فشار ‌و سرعت انتشار در کناره‌های‌ کانال بیشتر و میزان فرسایش در کناره‌های بیشتر است. نتایچ بررسی روابط دبی اشل نشان داد هر چقدر دهانه کانال ذوزنقه‌ای بسته تر باشد میزان فشار در کف بیشتر و در دیواره کانال کمتر ‌و در نتیجه‌ میزان فرسایش در بستر بیشتر می‌باشد‌. برعکس هر چقدر دهانه ذوزنقه بیشتر باز شود میزان فشار رواناب در کناره های بستر بیشتر و در نتیجه میزان فرسایش بیشتر است‌. نتایج نشان داد که به علت تغییر رابطه دبی اشل‌ و سرعت جریان و فشار در مقاطع مختلف میزان فرسایش و رسوبگذاری به شدت تغییر می‌یابد‌. بررسی‌ انتشار رواناب نشان داد که شکل کانال تاثیر مهمی در ایجاد ناپایداری بستر رودخانه دارد و موجب مئاندری شدن و جابجایی مسیر رودخانه می‌شود‌، که در کاره‌های مهندسی رودخانه باید مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ریسک فرونشست زمین در اثر کاهش سطح آب زیرزمینی(مطالعه موردی: حوضه ماهیدشت)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_235561.html</link>
      <description>.فرونشست زمین یکی از مهم‌ترین مخاطرات ژئومورفولوژیک در مناطق خشک و نیمه‌خشک است که معمولاً در اثر فشردگی لایه‌های زیرسطحی ناشی از افت فشار آبخوان‌ها و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی رخ می‌دهد. این پدیده با ایجاد تغییر شکل سطح زمین، آسیب به زیرساخت‌ها، کاهش ظرفیت ذخیره‌سازی آبخوان‌ها و تهدید پایداری محیط‌زیست، به یکی از چالش‌های جدی در مدیریت منابع آب تبدیل شده است. هدف این پژوهش، بررسی فرونشست زمین در دشت ماهیدشت با تمرکز بر نقش افت سطح آب زیرزمینی و ارتباط آن با فرونشست سطح زمین بود. در این مطالعه، داده‌های پیزومتری چاه‌های مشاهده‌ای در بازه زمانی ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱ با تصاویر راداری Sentinel-1 و تکنیک تداخل‌سنجی راداری (InSAR) تلفیق شد تا تغییرات مکانی و زمانی نشست زمین تحلیل گردد. نتایج نشان داد سطح ایستابی طی دوره مورد مطالعه حدود ۷ متر کاهش یافته است و تحلیل‌های InSAR نرخ فرونشست سالانه بین ۳ تا ۱۴ سانتی‌متر را نشان می‌دهد که بیشترین مقدار در نواحی مرکزی و شمال‌غربی دشت مشاهده شد. هم‌پوشانی فضایی داده‌های سطح آب زیرزمینی و فرونشست، همبستگی مستقیم میان افت آبخوان و شدت نشست زمین را تأیید می‌کند. یافته‌ها همچنین بیانگر آن است که بخش اعظم فرونشست ناشی از برداشت بیش از حد منابع آب زیرزمینی و فشردگی رسوبات آبرفتی است و ویژگی‌های زمین‌شناسی محلی نیز در شدت‌گیری فرونشست مؤثر هستند. این نتایج بر ضرورت پایش مستمر، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین سنجش از دور و اجرای راهبردهای مدیریتی مؤثر برای کنترل برداشت آب زیرزمینی و کاهش مخاطرات فرونشست زمین تأکید دارند و می‌توانند به برنامه‌ریزی بهتر مدیریت منابع آب و کاهش آسیب‌های زیست‌محیطی کمک کنند</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فرکتالی آشفتگی هندسی میکروفرم‌های گلی در دشت اشتهارد با استفاده از مدل محیط&amp;ndash;مساحت</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_236046.html</link>
      <description>دشت ها، دریاچه های کویری، پلایاها و لندفرم های مشابه آن در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، در نتیجه فعالیت های انسانی دچار اختلال و آشفتگی شدند دشت اشتهارد به‌عنوان یکی از این محیط‌های حساس، با توجه به فرآیندهای ژئومورفولوژیکی فعال و تغییرات سطحی پویا، نیازمند تحلیل‌های کمّی نوین برای درک الگوهای آشفتگی سطحی است. تحت تأثیر فرآیندهای ژئومورفولوژیکی فعال و تغییرات سطحی، از حساسیت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش، تحلیل الگوی هندسی و میزان آشفتگی میکرولندفرم‌های گلی در دشت اشتهارد با بهره‌گیری از مدل فرکتالی محیط&amp;amp;ndash;مساحت به عنوان یک ابزار شبیه سازی آشفتگی های ناپایدار سطحی است. این منطقه با وجود دارا بودن ویژگی‌های ژئومورفولوژیکی منحصربه‌فرد، تاکنون مطالعه فرکتالی مستقلی را به خود ندیده است به همین منظور، طی زمستان ۲۰۲۴، از ۴۰۳ میکروفرم سطحی تصویربرداری شد که از میان آن‌ها، ۲۰۸ فرم با مرزهای مشخص انتخاب و مساحت و محیط آن‌ها با دقت اندازه‌گیری شد. سپس با استفاده از رابطه لگاریتمی محیط و مساحت، بعد فرکتالی (DAP) برای هر فرم محاسبه و تحلیل شد. نتایج نشان داد مقادیر DAP در محدوده ۱.۶۰ تا ۱.۹۰ قرار دارند که بیانگر سطح بالای آشفتگی هندسی و پیچیدگی ساختاری در منطقه است. مقدار میانگین DAP برابر با ۱.۷۵ و ضریب همبستگی بالا (بیش از ۰.۹۶)، حاکی از اعتبار بالای مدل و تطابق داده‌ها با شرایط ناپایدار منطقه است. این الگوها بازتابی از تحول پویای سطح زمین و ناپایداری‌های ژئومورفولوژیکی در دشت اشتهارد به شمار می‌روند و می‌توانند به‌عنوان شاخصی مؤثر در مطالعات مخاطرات محیطی و تغییرات اکولوژیکی مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ژئومورفولوژیکی کمیّ تپه‌های ماسه‌ای با استفاده از نقشه برداری هوایی‌ پهپاد (مطالعه موردی: کلاته مزینان، استان خراسان رضوی)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_238029.html</link>
      <description>تپه‌های ماسه‌ای از پویاترین شکل‌های ژئومورفولوژیک مناطق خشک و نیمه‌خشک هستند و شناخت تغییرات مکانی و زمانی آن‌ها در درک فرآیندهای فرسایش بادی و مدیریت سرزمین اهمیت بسزایی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تغییرات هندسی و جابه‌جایی مکانی تپه‌های ماسه‌ای منطقه کلاته مزینان (خراسان رضوی) در دو بازه زمانی اردیبهشت ۱۴۰۱ و مهر ۱۴۰۳ انجام شد. داده‌های موردنیاز از طریق نقشه‌برداری هوایی با پهپاد فانتوم جمع‌آوری و در محیط نرم‌افزارهای مربوطه پردازش شد تا مدل رقومی ارتفاع و تصویر ارتوفتو تولید شود. در محیط GIS، شاخص‌های مکانی و مورفومتریک شامل موقعیت، مساحت، محیط، ارتفاع، شیب، طول بازوهای رو و پشت به باد و نسبت محیط به مساحت برای پنج تپه شاخص استخراج شد. میزان جابه‌جایی تپه‌ها با تحلیل موقعیت سه نقطه کلیدی (سر و دو بازو) بین دو دوره زمانی محاسبه شد. نتایج نشان داد میزان جابه‌جایی تپه‌ها بین 47/9 تا 76/27 متر و میانگین کلی 57/20 متر برای ۳۰ ماه (بیش از نیم متر در ماه) بوده است. تپه‌هایی با شکل کشیده‌تر و بازوی بزرگتر، جابه‌جایی بیشتری داشتند (حدود ۲۷ متر) و تغییرات هندسی، به‌ویژه رشد بازوی رو به باد، با جهت باد غالب (شمال‌غرب به جنوب‌شرق) هم‌راستا بود. در مواردی نیز ادغام تپه‌ها و تغییر ساختار ژئومورفولوژیک آن‌ها مشاهده شد. این نتایج بیانگر پویایی بالای تپه‌های ماسه‌ای منطقه و نقش مؤثر باد در تحول شکل و موقعیت آن‌هاست که در مدل‌سازی تغییرات آینده و برنامه‌ریزی محیطی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی&amp;ndash;زمانی توسعه شهری بیرجند و ارتباط آن با عوامل ژئومورفولوژیک با استفاده از SVM و شاخص UEII</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_242724.html</link>
      <description>گسترش فیزیکی شهرها به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک پیامدهای محیطی و برنامه‌ریزی مهمی دارد؛ شناخت نقش عوامل طبیعی در جهت و شدت این گسترش برای برنامه‌ریزی پایدار ضروری است. پژوهش حاضر تأثیر مجموعه‌ای از متغیرهای ژئومورفولوژیک بر گسترش شهری شهر بیرجند را در بازه‌های زمانی پنج‌گانه ۲۰۰۰، ۲۰۱۰، ۲۰۱۵، ۲۰۲۰ و ۲۰۲4 بررسی می‌کند. روش اجرا شامل پردازش تصاویر لندست با طبقه‌بندی مبتنی بر شئ (SVM) برای استخراج لایه انسان‌ساخت، تقسیم‌بندی فضایی شهر به هشت قطاع جهت‌محور و محاسبه شاخص شدت گسترش شهری (UEII) برای هر قطاع بود. سپس مقادیر UEII و متغیرهای طبیعی نظیر ارتفاع، شیب، جهت شیب، انحناء، TPI، فاصله از رودخانه، فاصله از گسل و سازندهای زمین‌شناسی از نقاط نمونه‌برداری استخراج و روابط کمی با آزمون‌های همبستگی پیرسون مورد سنجش قرار گرفت. مقایسه نتایج با مطالعات مشابه نشان‌دهنده تناسب روش‌شناسی است و امکان تعمیم نسبی الگوهای طبیعی شهری را در شرایط اقلیمی مشابه فراهم می‌کند.یافته‌ها نشان داد که ارتفاع بیشترین همبستگی مثبت پایدار را با UEII داشته، فاصله از گسل و سازند زمین‌شناسی همبستگی‌های منفی و قابل‌توجهی نشان دادند، و در سطح قطاعی سهم مطلق توسعه عمدتاً در جهت‌های جنوب و جنوب‌شرقی متمرکز بود. روند زمانی میانگین قدرمطلق همبستگی‌ها تا حوالی ۲۰۱۵&amp;amp;ndash;۲۰۲۰ تقویت و پس از ۲۰۲۰ کاهش یافت که گویای ورود پررنگ‌تر عوامل انسانی و سیاستی در شکل‌دهی توسعه اخیر است.نتایج تحقیق حاضر این امکان را فراهم می‌سازد که مناطق ایمن و پرخطر شناسایی شوند و برنامه‌ریزی ساخت‌وساز با توجه به مخاطرات ژئومورفولوژیکی هدایت گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کمی و تحلیل چندمعیاره میراث ژئومورفولوژیک در شهرستان چالوس</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_242726.html</link>
      <description>شهرستان چالوس به‌عنوان یکی از مناطق مستعد در نوار ساحلی جنوب دریای خزر، با برخورداری از تنوع بالای پدیده‌های ژئومورفولوژیکی و چشم‌اندازهای طبیعی منحصربه‌فرد، ظرفیت‌های گسترده‌ای در زمینه ژئوتوریسم و میراث زمین‌ریخت‌شناسی دارد. در این پژوهش، با هدف شناسایی، ارزیابی و مقایسه ژئومورفوسایت‌های برجسته منطقه، از روش تحلیل چندمعیاره (MCA) بر پایه مدل‌های معتبر رینار (2007, 2016) و بریلا (2016) بهره‌گیری شد. بدین منظور، ۱۶ ژئومورفوسایت شاخص شامل نمک آبرود، دره و آبشار هریجان، سیاه بیش، دریاچه ولشت، مرداب هسل، دریاچه سد دریوک، رودخانه چالوس، مرداب کندوچال، آبشار و چشمه ی سینواچشمه، چشمه و آب گرم لاروسر، سایت انگوران ، گرند کانیون هزارچم، چشمه داریو، شاه علمدار، آبشار ایستگاه کانی و پنجه گرگی دره حسن آباد با استفاده از شاخص‌هایی نظیر ارزش علمی (نادر بودن، خوانایی فرم، پویایی زمین‌ریختی)، ارزش زیباشناختی (چشم‌انداز، رنگ، نمای شاخص)، ارزش اجتماعی-کاربردی و نیز میزان آسیب‌پذیری و قابلیت حفاظت، امتیازدهی و رتبه‌بندی شدند. همچنین برای تقویت دقت ارزیابی، از روش مکمل با تمرکز بر ارزش زیباشناختی بر پایه ادراک بصری بهره گرفته شد. نتایج نشان داد ژئومورفوسایت‌هایی مانند گرند کانیون هزارچم، دره و آبشار هریجان و دریاچه ولشت بالاترین امتیاز کل را از نظر ارزش علمی و زیبایی‌شناسی دارند. سایت‌هایی مانند رودخانه چالوس (امتیاز ۷.۰) و نمک آبرود (۶.۹) بیشترین آسیب‌پذیری را به دلیل شدت فرسایش، توسعه شهری گسترده و فشار گردشگری تجربه می‌کنند. مطالعه حاضر با مقایسه یافته‌ها با پژوهش‌های پیشین، تأکید بر اهمیت تلفیق معیارهای چندگانه در برنامه‌ریزی حفاظتی و توسعه گردشگری پایدار دارد. نتایج این تحقیق می‌تواند به عنوان مبنایی علمی برای سیاست‌گذاری‌ها و اقدامات مدیریتی جهت حفظ و بهره‌برداری بهینه از ژئومورفوسایت‌های شهرستان چالوس به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه‌بندی خطر وقوع سیلاب ناگهانی در حوضه آبخیز کرگان‌رود</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_242805.html</link>
      <description>هدف: سیلاب یکی از مخاطرات مهم طبیعی در شمال ایران است که به دلیل بارش‌های شدید، شیب‌های تند و تغییرات کاربری اراضی، خسارات اقتصادی و زیست‌محیطی ایجاد می‌کند. این پژوهش با هدف ارزیابی و پهنه‌بندی پتانسیل سیلاب در حوضه آبخیز کرگان‌رود استان گیلان با استفاده از مدل سیلاب ناگهانی انجام شد تا مناطق پرخطر برای مدیریت بهینه سیلاب شناسایی شوند.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، هفت عامل محیطی شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از آبراهه، کاربری اراضی، لیتولوژی و بافت خاک به‌کار گرفته شد. داده‌های رقومی ارتفاعی ALOS Palsar با قدرت تفکیک 5/12 متر برای استخراج شاخص‌های توپوگرافی و تصاویر ماهواره‌ای Landsat 8 برای تهیه نقشه کاربری اراضی استفاده شد. علاوه بر آن، داده‌های زمین‌شناسی و خاک از منابع رسمی استان جمع‌آوری گردید. برای تحلیل کمی، 500 نقطه نمونه تصادفی در حوضه انتخاب و ضریب همبستگی اسپیرمن بین شاخص MFFPI و عوامل محیطی محاسبه شد. تمامی پردازش‌ها و تحلیل‌ها در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی انجام گرفت. 
نتایج: نتایج نشان داد که عامل شیب با ضریب همبستگی 768/0 بیش‌ترین تأثیر را بر الگوی مکانی سیلاب دارد و پس از آن انحنای دامنه (295/0) و بافت خاک (239/0) در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند. بر این اساس، نقشه پهنه‌بندی نهایی با استفاده از سه عامل کلیدی تهیه شد. نتایج نهایی نشان می‌دهد که حدود 62/26 درصد از مساحت حوضه در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که عمدتاً در بخش‌های شرقی و شمال‌غربی حوضه متمرکز هستند. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی علمی برای مدیریت سیلاب، برنامه‌ریزی کاربری اراضی و کاهش خطر در حوضه آبخیز کرگان‌رود مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس یافته‌ها، محدودسازی توسعه ساخت‌وساز در پهنه‌های پرخطر و استفاده از نقشه پهنه‌بندی به‌عنوان ابزار تصمیم‌یار در برنامه‌ریزی کاربری اراضی و طرح‌های آبخیزداری توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش و تحلیل خطرپذیری فرونشست شهرستان شهرکرد با استفاده از روش تداخل سنجی راداری</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_243563.html</link>
      <description>فرونشست زمین یکی از چالش‌های جدی زیست‌محیطی و اجتماعی است که در سال‌های اخیر به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران مورد توجه جدی قرار گرفته است. این پژوهش برای نخستین بار فرونشست زمین و تغییرات سطح آب زیرزمینی دشت شهرکرد را با استفاده از روش تحلیل سری زمانی تداخل‌سنجی راداری (InSAR) مورد بررسی قرار داده است. هدف اصلی پژوهش، تعیین دقیق میزان و نرخ خطرپذیری فرونشست به‌منظور ارائه راهکارهای پیشگیرانه بوده است. در این پژوهش با رویکرد کمّی، داده‌های ماهواره Sentinel-1 در بازه زمانی 2019 تا 2023 با نرم‌افزار SARPROZ پردازش شد تا تغییر شکل سطح زمین با دقت میلی‌متری اندازه‌گیری گردد. داده‌های تداخل‌سنجی راداری با اطلاعات سطح آب زیرزمینی، بارندگی، مشخصات ژئوتکنیکی و اطلاعات چاه‌ها تلفیق شد. تحلیل‌های آماری پیشرفته شامل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل فضایی برای شناسایی الگوهای علّی به‌کار گرفته شد و بازدیدهای میدانی برای اعتبارسنجی نتایج انجام پذیرفت. نتایج وجود فرونشست قابل‌توجه در دشت شهرکرد را تأیید می‌کند؛ به‌گونه‌ای که حداکثر نرخ فرونشست تجمعی 77 میلی‌متر در دوره چهارساله اندازه‌گیری شده است. الگوی مکانی فرونشست نشان می‌دهد که بخش‌های مرکزی دشت با نرخ فرونشست سالانه بیش از 5 سانتی‌متر، بیشترین آسیب‌پذیری را دارند که این میزان بسیار فراتر از حد مجاز بین‌المللی 2 میلی‌متر در سال است. همبستگی قوی و معنادار (ضریب 0.87) بین افت سطح آب زیرزمینی و نرخ فرونشست مشاهده شد. کسری بارندگی نه‌ساله و خشکسالی مداوم از عوامل تشدیدکننده کلیدی بوده‌اند. در نتیجه، برداشت بی‌رویه آب زیرزمینی در تعامل با خشکسالی‌های اقلیمی، محرک اصلی فرونشست شدید و رو به تسریع در دشت شهرکرد شناسایی شد. یافته‌های پژوهش مبنای علمی لازم برای اجرای سیاست‌های فوری مدیریت آب و کاهش خطر فرونشست را فراهم می‌سازد..</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی عدم قطعیت در ارزیابی حساسیت به فرونشست زمین با استفاده از تئوری شواهد دمپستر شافر</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_243592.html</link>
      <description>زمینه: فرونشست زمین به صورت طبیعی و نیز در اثر فعالیت‌های انسانی رخ می‌دهد. از پیامدهای فرونشست زمین، خسارت به ساختارهای زیربنایی و  زمین‌های کشاورزی می‌باشد. با توجه به این‌که فرونشست زمین معمولا پیش از وقوع خسارت‌های آن قابل تشخیص نیست، پیش‌بینی و نمایان‌سازی دقیق نواحی دارای حساسیت به فرونشست قبل از ایجاد مخاطره امری ضروری است. 
هدف: مدلسازی حساسیت به فرونشست زمین با استفاده از تئوری شواهد دمپستر-شافر در دشت شبستر، یکی از دشت‌های پرخطر استان آذربایجان‌شرقی می‌باشد. 
روش پژوهش: هشت عامل موثر بر فرونشست انتخاب می‌شوند. با استفاده از نقشه موجودی فرونشست زمین و تئوری شواهد دمپستر-شافر، میزان باور، عدم باور و نایقینی وقوع فرونشست و نهایتا نقشه پهنه‌بندی تهیه می‌شود.
یافته‌ها: قسمت جنوبی دشت شبستر دارای حساسیت بسیار زیاد نسبت به فرونشست زمین می‌باشد. درصد مساحت مناطق با ‌حساسیت «خیلی کم»، «کم»، «متوسط»، «زیاد» و «خیلی زیاد» فرونشست به ترتیب 86/41 ، 8/26 ، 72/24 ، 6/4 و 02/2 به دست آمدند. ارزیابی مدل‌ نشان داد که روش مورد استفاده کارایی خوبی در پیش‌بینی حساسیت به فرونشست زمین داشته است.
نتیجه‌گیری: در این روش علاوه بر مدلسازی حساسیت به فرونشست زمین، دامنه عدم قطعیت برآوردها نیز ارائه شد که منجر به اعتمادپذیری بیشتر نتایج در مقایسه با روش‌های دیگر نظیر روش‌های یادگیری ماشین یا شبکه‌های عصبی می‌شود. این روش می‌تواند در جهت تصمیم‌گیری‌های بهنگام و دقیق‌تر و در نتیجه اقدامات مناسب‌ در مرحله پیشگیری و کاهش اثرات در منطقه مورد مطالعه و نیز سایر مناطق مستعد فرونشست به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تشخیص چندزمانه تغییرات کاربری و پوشش زمین بر پایه بردارهای نهفته مدل بنیادین آلفاارث: چارچوب شباهت پیکسل‌محور در منطقه‌ای نیمه‌خشک با شهرنشینی شتابان (۲۰۱۷–۲۰۲۴، البرز، ایران)</title>
      <link>https://www.geomorphologyjournal.ir/article_243595.html</link>
      <description>تغییرات کاربری و پوشش زمین در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران، به‌ویژه نواحی با شهرنشینی سریع، چالش اصلی مدیریت پایدار سرزمین است. روش‌های سنتی مانند طبقه‌بندی نظارت‌شده و شاخص NDVI به‌دلیل وابستگی به داده‌های محلی، تجمیع خطاها و ناتوانی در تمایز تغییرات گیاهی از تحولات ساختاری، محدودیت‌های جدی دارند. این پژوهش چارچوبی نوین پیکسل‌محور و چندزمانه بر پایه تحلیل شباهت بردارهای نهفته مدل AlphaEarth ارائه می‌دهد تا بر این کاستی‌ها غلبه کند. بردارهای ۶۴بعدی با تفکیک ۱۰ متری برای ۲۰۱۷–۲۰۲۴ استخراج شد و چهار معیار شباهت (کسینوسی، همبستگی پیرسون، عدم شباهت و SSIM) پیکسل‌به‌پیکسل محاسبه گردید. تحلیل‌ها شامل شناسایی خوشه‌های تغییر (Hotspot/Coldspot)، طبقه‌بندی پایداری چندسطحی، تجمیع شهرستانی و روند زمانی بود. نتایج با NDVI و مطالعات پیشین مقایسه شد. یافته‌ها حاکی از پایداری بالای ۷۷.۷۸٪ مساحت استان البرز (۴۰۳۰.۴۰ کیلومترمربع) است، در حالی که ۲.۳۶٪ از مساحت استان (۱۲۲.۳۰ کیلومترمربع) تغییرات شدید را تجربه کرده؛ این تغییرات عمدتاً در شهرستان‌های نظرآباد، اشتهارد، فردیس و چهارباغ متمرکز بوده‌اند. میانگین شباهت کسینوسی استانی ۰.۹۵۶۹، در دامنه بالای مقادیر گزارش‌شده در مطالعات مشابه قرار می‌گیرد و نشان‌دهنده قابلیت مناسب چارچوب پیشنهادی در بازنمایی پایداری و الگوهای سازگار با تحولات ساختاری–کارکردی اراضی است. تحلیل روند زمانی، افت پایداری در دوره ۲۰۲۰–۲۰۲۱ و بازگشت نسبی پایداری در دوره بعدی را نشان می‌دهد. برخلاف NDVI که عمدتاً نوسانات پوشش گیاهی و زیست‌توده را بازتاب می‌دهد، این رویکرد می‌تواند شواهد مکملی از الگوهای سازگار با تحولات ساختاری–کارکردی کاربری اراضی، به‌ویژه در پهنه‌های شهری، صنعتی و کم‌پوشش گیاهی، فراهم سازد. این چارچوب بدون نیاز به داده‌های محلی و با مقیاس‌پذیری بالا، ابزاری کارآمد برای پایش تغییرات در مناطق خشک فراهم می‌آورد و می‌تواند مبنایی علمی برای برنامه‌ریزی آمایش سرزمین و سیاست‌گذاری محیطی فراهم سازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
